منو اصلی
اخبار > رهبر انقلاب به مهدی سیار چه گفت؟
 


  چاپ        ارسال به دوست

رهبر انقلاب به مهدی سیار چه گفت؟
رهبر انقلاب به مهدی سیار چه گفت؟

 

محمدمهدی سیار شاعری است که با برخی شعرهایی مثل«مالک رسیده است به آن خیمه سیاه» و «مباد سفرة رنگینتان کپک بزند» و «از کتاب درسی آن سال‌ها» و «شطرنج» برای ما آشناست. سیار دانشجوی دکترای فلسفه است و با علوم اسلامی نیز آشناست و همین مشخصه وقتی به توانایی های فنی او اضافه می شود، به سرعت به شعر او درخشش خاصی می‌بخشد. با او پیرامون کتاب تازه اش رودخانی و فعالیت فرهنگی و هنری اش در این سالیان به گفتگو نشستیم.

به عنوان سوال اول؛ چگونه و از چه زمانی به صورت حرفه ای وارد عرصه هنر شعر و شاعری شده اید و به طور جدی به مقوله شعر و ادبیات پرداختید؟
فکر می کنم که سال های 76 یا 77 بود که تازه وارد دبیرستان شده بودم، برای خودم موزون شعر می گفتم و خیلی اشتباهات وزنی در شعر هایم داشتم ولیکن در همان سن و سال کمی که داشتم، استعدادم در سرودن شعر خوب بود، قافیه ها را به خوبی می گفتم. اما آنچه که در دبیرستان برای من در جدی شدن شعر بسیار موثر بود، وارد شدنم به حلقه ادبی کوچکی بود که یکی از دبیران پرورشی آموزش و پرورش برگزار می کرد و توانستم از طریق دوستانم وارد این حلقه ادبی و به آنها ملحق شوم. امور تربیتی آن زمان در پرورش استعداد من در این هنر و شکل گیری شخصیت و بینش فرهنگیم بسیار موثر بود. شاعران برجسته تاریخ ما، همگی دانش‌آموختة نظام‌های آموزشی سنتی بوده‌اند و به همین دلیل، در حوزه شناخت این مفاهیم استاد و سرآمد بوده اند. دو نکته ی دیگری که در علاقه مند شدنم به هنر و ادبیات وجود دارد یکی نقش مربیان پرورشی آن زمان است که در رشد و پرورش علایق ادبی و هنری بچه ها، نقش فوق العاده مثبت و پررنگی داشتند، اساتیدی که به عنوان دبیر پرورشی بخصوص در حوزه قرآن کار می کنند، استادانی بسیار با اصالت و مذهبی و با اخلاقی هستند که کنار آنها بودن علاوه بر اینکه به ما روحیه خوبی می داد خیلی هم در شکل گیری اندیشه و عقاید و حتی اخلاق ما تاثیر گذار بود، ولیکن متاسفانه در حال حاضر نقش این دبیران در مدارس خیلی کم رنگ شده است و می توان گفت یکی از اشتباهات تاریخی نظام آموزش و پرورش ما است که معاونت پرورشی دیگر به خوبی گذشته نتوانست احیا شود، نکته ی دیگر اینکه انجمن و حلقه ی ادبی بر حوزه ی شعری ادبیات خیلی موثر است. وارد شدن من به این انجمن ها بود که باعث شد استعدادی که در این حوزه داشتم را بتوانم شکوفا کنم و حس می کردم علاقه بسیار زیادی که درون من نسبت به شعر و غزل ایجاد شده بود را تنها با سرودن شعر می توانم اطفاع کنم.

تحصیلات آکادمیک تان هم در حوزه ادبیات است؟
خیر، در دانشگاه امام صادق (ع) رشته فلسفه خوانده ام و تا مقطع فوق لیسانس ادامه دادم، در رشته الهیات هم گرایش فلسفه و کلام اسلامی خوانده ام و در حال حاضر هم در مقطع دکتری در دانشگاه تربیت مدرس، فلسفه می خوانم.
به طور کلی بسیاری از شعرا، رشته ی تحصیلی شان ادبیات نبوده است. در ادبیات کلاسیک ایران این گونه است و اساتید ما غالبا شعرای برجسته ی ما هستند، استاد شفیعی کدکنی، استاد موسوی گرمارودی و ... ولی نسل جدید شعرا بیشتر بر روی قریحه ی آنها کار شده و عامل ورود آنها بوده است تا تحصیلات آکادمیک.

در حال حاضر فقط در حوزه هنر شاعری مشغول به فعالیت هستید یا مشغول شغل دیگری هم هستید؟
من در دانشگاه امام صادق (ع) ادبیات و منطق تدریس می کنم و در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی هم در بخش معاونت پژوهشی مشغول به فعالیت هستم و همکاری می کنم و همینطور مدیر گروه پژوهش موسسه ادبی "شهرستان ادب" هستم. یعنی تلفیقی از درس هایی که خواندم و ادبیات که علاقه ام بود.

به نظرتان امروز نقش شعر معاصر در هنر انقلاب اسلامی چیست؟
در واقع شعر یکی از پیشروترین و پیشتازترین هنر ها در همراه شدن با مردم و انقلاب در این 30، 40 سال گذشته بوده است، هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب. به نظر من شعر به انقلاب خیلی خدمت کرده است و خیلی از  حرف هایی که دیگر هنرها از بیان آنها عقب مانده اند چه در دوران انقلاب و چه در دوران دفاع مقدس و چه در دوران بعد از جنگ و آن وضعیت خاص بعد از جنگ و چه در مسئله ی مقاومت بین الملل انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی و چه در مسئله ی فتنه و خیلی ساحت های دیگری که انقلاب نیازمند بیان هنری آنها بود بیان کرده است. به نظر من شعر یکی از پررنگ ترین حضورها را در عرصه داشت و بنابراین هم خدمات شعر و انقلاب، خدمات متقابلی بوده است و از طرفی دیگر، انقلاب هم بر روند پیشرفت شعر بسیار کمک کرد. بعد از انقلاب یک فضای تازه گسترده ای پیش روی شعر قرار گرفت، اتفاق های زیادی صورت گرفت و فضایی صورت گرفته که هنرمند نمی توانست نگاهی به حال و هوای جامعه و رخدادهای آن نداشته باشد و نسبت به آنها بی تفاوت باشد و به نوعی شعر پارسی رجعتی هم به گذشته ی سنتی خودش داشت در عین حالی که از حرف ها و حال و هوای مدرن و معاصر هم بهرمند شد.

پس به نظر شما شعر انقلاب بعد از انقلاب پیشرفت داشته و افول نکرده است، درست است؟
بله به نظر بنده شعر انقلاب یک جریان پویا و البته با وقاری داشته است، هرچند که در سال های بعد از انقلاب فضای شعری همرا با فضای جامعه تغییر کرد و فضای فردیت و فرد گرایی در همه ی هنر ها بخصوص شعر که هنر بیان احساسات درون افراد است، حاکم شد ولیکن در کل بعد از  طی کردن این دوره باز به صدای جمعی ملت تبدیل شد. یک نکته ای که خیلی در روند پیشرفت شعر انقلابی موثر بوده این است که اساتید و بزرگان شعر انقلاب بدون بخل و تنگ نظری، تجربه و داشته های خودشان را نسل به نسل به شعرای نسل بعدی و به نوآمدگان عرصه ی شعر هدیه داده اند و فکر می کنم که این همچنان هم ادامه پیدا خواهد کرد و نسل جدید همچنان در راستای احیاگری هنرهای انقلابی به مستعدین این هنر، قدم خواهند گذاشت.

به نظرتان چه ویژگی و ساختار متفاوتی درمیان اشعارتان وجود دارد که آن را با آثار دیگر شاعران متمایز می کند؟
این را اساتید و منتقدان باید بگویند، بنده نظری ندارم و صلاح نمی دانم در مورد آن صحبت کنم.

هنگامی که به پشت سرتان و آثار بر جای گذاشته از خودتان نگاه می کنید، فکر می کنید چه ردپایی از خودتان بر جای گذاشته اید؟ از ثمره کاری تان راضی هستید؟
در کل ناراضی نیستم، البته هیچگاه از خودم کاملا راضی هم نبوده ام و همیشه خودم را در آغاز یک راه بسیار پر پیچ و خم و طویلی می دیدم که هر چه قدم بگذارم و پیشرفت کنم باز هم کم بوده است و امیدورام که با مطالعات بیشتر، با آموزش و یادگیری بیشتر از اساتید و بزرگان اهل شعر و ادب و با دعای مخاطبان شعر و مردمی که شعر های مرا خوانده اند و دوست داشته اند و همچنین با گسترش دانش و مطالعات خود در همه ی حوزه های مذهبی و عرفانی و اجتماعی، بتوانم که قدم های جدی تری بردارم و در کارهایم شاهد پیشرفت ارزشمندی باشم و الا خیر، همچین تصوری ندارم که بگویم در کارنامه ی خود به آنچه می خواهم رسیده ام، چراکه سراییدن و از زبان دل گفتن انتهایی ندارد و آنچه که برکت هنر و شدت تاثیرگذاری آن را بیشتر می کند، حق گفتن، خالصانه از دل گفتن، به همراه مطالعات روزافزون می باشد. قطعا آن چه پیشروی خودم میبینم بسیار فراتر از جایی است که ایستاده ام ولی باز هم این را برای خودم کافی نمی بینم ولی در کل ناراضی نیز نیستم.

علاقه مندید در نهایت در زمینه فعالیت هنری تان به چه جایگاهی برسید؟ برنامه ی خاصی برای رسیدن به ایده آل تان دارید؟
درحقیقت شعر خیلی برنامه پذیر نیست، ولیکن من اینگونه فکر می کنم که باید کار خودم را انجام دهم و شعرم را بگویم تا به آن غایت و آرمانی که مدنظر دارم برسم و امیدوارم که بتوانم بخشی از معارف اسلامی و میراث فکری که ما در دین خود شاهد آن هستیم را به مخاطبانم و افرادی که شعرهای مرا می خوانند منتقل کنم. به حمدالله، بنده این توفیق را هم داشته ام که به کتب جامع کتابخانه دانشگاه امام صادق (ع) و هم دانشگاه تربیت مدرس دسترسی کامل را داشته باشم و به مطالعه ی آثار حدیثی و عرفانی و قرآنی بپردازم و همواره سعی کرده ام که با آنها مانوس و محشور باشم چرا که باز می گویم کار و آثار یک هنرمند با بهرمندی و برکت از قران و زندگی ائمه است که قوت میگرد و به عبارتی پر و بال پیدا می کند. و همچنین امیدوارم در این دورانی که از عمرم را سپری کرده ام و به شعر پرداخته ام توانسته باشم گوشه ای از این زیبایی های قرانی و سیره ی اهل بیت را متناسب با فضا و حال و هوایی که جامعه ی امروز طالب آن است و همچنین متناسب با اتفاقات و رخدادهای در حال حاضر که در سطح جهان اتفاق می افتد را به خوبی بیان کنم و توانسته باشم یک تعادلی بین همه ی این ساحت های مختلف زندگی اعم از مبحث های فلسفی و دینی و قرانی و هم مباحث  اجتماعی و آرمان های اجتماعی اسلام و هم رخدادهای اتفاق افتاده در زمان حاضر در جهان را در شعرهایم ایجاد کنم و به آن رسیده باشم. البته علاوه بر این سعی کرده ام در کنار  مباحث اجتماعی، سخن های فردی و شخصی و عاشقانه که همیشه جزئی از ذات شعر از قدیم بوده و خواهد بود به آنها هم نگاهی داشته باشم و با همان رعایت تعادل قدم بردارم.

در میان آثارتان به کدام یک بیشتر علاقه مندید و از آن رضایت بیشتری داشته اید؟
هر کدام از اشعار را همان زمان که می گفتم دوست داشتم، منتها زمانی که از زمان سرودن آنها فاصله می گیرم در هر کدام  نقاط قوت و یا نقاط ضعفی می بینم که آنهایی که قدیمی ترند ممکن است نقاط ضعف شان بیشتر باشد، ولیکن در میزان علاقه من به اشعارم تاثیرگذار نیستند چرا که شاعر با دل و جانش می سراید و هر شعر تجلی یک احساس و حرف و یا دردی از بطن وجود شاعر است. به هر حال امیدوارم که بتوانم در اشعار بعدی به سمت تکامل روند شعری خودم پیش بروم. در کل کتاب "رودخانی" که اخیرا توسط انتشارات شهرستان ادب  به چاپ رسیده است را تاحدودی بیشتر می پسندم، هرچند که خیلی از غزل های کتاب "حق سکوت" هم که قبلا به چاپ رسیده بود و برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی شد را هم خیلی دوست دارم.

گویا رودخانی مورد توجه مقام معظم رهبری هم قرار گرفته است؟
بله من یک سفری مشرف شده بودم به نجف اشرف. بعد از بازگشت، خدا توفیق داد و به دیدار مقام معظم رهبری رفتیم. ایشان کتاب رودخانی را مطالعه کرده بودند و کامل از جزئیات آن اطلاع داشتند. مثلا می گفتند شعر برف بسیار خوب بود چون ساختار منسجمی داشت. در کل به من و کتاب لطف داشتند و فرمودند این کتاب از خوب هم بالاتره و آقای سیار کولاک کردی.

چگونه یک شاعر می تواند هم شعرهای هیئتی چون شهدای گمنام را بسراید و هم ترانه هایی چون مرگ بر آمریکا؟
نگاه من را بخواهید تفاوتی بین این دو حس نمی کنم و حتی آنها را هم راستا می بینم. ترانه های مرگ بر آمریکا و گزینه های روی میز که حامد زمانی خوانده است را در همان دفتری نوشتم که اشعار هیئت را برای آقای مطیعی می نوشتم. حتی ترانه مرگ بر‌ آمریکا را من دوست داشتم در هئیت خوانده شود. ولی مسیر عوض شد و آقای زمانی خواند.

با توجه به اینکه شما یک شاعر محبوب و موفقی هستید و طرفداران زیادی در بین قشر جوان دارید، فکر می کنید برای ماندگاری نام و یاد خودتان و آثارتان باید په کنید؟ آثار یک هنرمند و نام او چگونه در یاد ها ماندگار می شود؟
به نظرم هنرمندی ماندگار می شود که به دنبال ماندگاری و بقای خودش نباشد، چرا که اصولا بقا از آن خداست. هنرمند بیشتر باید به آن چیزی که باقی است فکر کند و آن چیزی هم که باقی است همان حرف حق است، "مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ  وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ" آن چیزی که نزد خداست تنها باقی می ماند... و اگر هنرمند بتواند به هر اندازه ای به این ساحت بقا نزدیک شود، به ساحت عند الله نزدیک شود، خود به خود به طور طبیعی کارش برکت می گیرد و به نظر من در شعر و کار هنری این بقا در گفتن حرف حق است و نزدیک شدن و تقرب جستن به آن ساحت. از طرفی دیگر هنرمند می بایست معلومات و دانش خود را افزایش دهد، هر چه که مخاطب این پختگی و دانش حقیقی را در میان آثار شاعر و گفته های او بیشتر احساس کند، به طبع تاثیرگذاری و به دنبال آن ماندگاری آن اثرش در یادها و دل ها بیشتر خواهد شد.

به آثار کدام یک از شاعران (شعرای قدیمی  یا شاعران معاصر) علاقه مندید؟ آیا فردی را به عنوان الگوی خود در این حوزه می دانید؟
از گذشتگان که بسیاری از بزرگان ادبیات هستند و خیلی وقت است که به آنها ارادت داشته ام ولیکن همیشه به مولانا، حافظ، سعدی و بیدل توجه خاص تری داشته ام و از متاخرین هم بسیار اشعار مرحوم قیصر امین پور را دوست دارم و در کنار ایشان شاعران دیگر انقلاب که فهرست بلند بالایی می شود، از علیرضا قزوه تا محمد کاظم کاظمی و محمدحسین جعفریان و همینطور جوان ترها علی محمد مودب که بخصوص آثار نو و نیمایی ایشان خیلی برای بنده دوست داشتنی است و همینطور میلاد عرفان پور که رباعیات بسیاری خوبی از ایشان شنیده ایم، و همینطور لازم است یاد کنم از استاد مرتضی امیری اسفندقه که ایشان هم به تعبیر مقام معظم رهبری در دیداری که با شعرا داشته اند، هر روز بهتر و بیشتر شعر می سرایند. در همین امسال آقای اسفندقه در محضر آقا یک شعری خواند و آقا هم گفتند ماشاءالله شعر شما هر روز قوی تر و بهتر می شود و این مصرع را خطاب به آقای اسفندقه خواندند: "تا تو نکوتر می شوی من مبتلاتر می شوم". من هم واقعا بخصوص این کتاب های اخیری که از ایشان به چاپ رسیده مثل کتاب "نماشم" ، "دهلی ستاره بود"، "ورمشور"، "دارم خجالت می کشم از اینکه انسانم" را بسیار دوست دارم.

و سخن آخر ...
خیلی ممنون صحبت دیگری نیست. فقط امیدوارم روز به روز بیشتر بتوانم در این راه قدم بردارم و نسبت به اعتلای هنر انقلاب اسلامی به خصوص ادبیات، تلاش کافی را داشته باشم و خداوند این توفیق را به من عنایت کند.

*گفتگو از زهره بانی

 

 


٠٩:١٠ - چهارشنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٤    /    عدد : ٤٤٠٤٩٦    /    تعداد نمایش : ١٤٦٣