منو اصلی
اخبار > کسی از طنز سیاسی حمایتی نمی کند
 


  چاپ        ارسال به دوست

کسی از طنز سیاسی حمایتی نمی کند
کسی از طنز سیاسی حمایتی نمی کند

 

مازیار بیژنی طنز پرداز و کاریکاتوریست کهنه کار سیاسی است که بیش از 20 سال از فعالیت حرفه ای او می گذرد و هنوز جزء چهره های به نام این حوزه است که او را با آثار نیش دار و طنزش می شناسند. مازیار بیژنی از فعالیت ها و گذر کاری اش در این سالیان با ما سخن می گوید.

•    شما چگونه وارد عرصه هنر و کاریکاتور شدید؟
ورود بنده به عرصه ی هنر مدت زمان بیشتری نسبت به کاریکاتور است، چراکه من از دوره ی نوجوانی در کار هنر و طراحی و نقاشی بودم،قبل از این که وارد حوزه ی کاریکاتور بشوم، ولیکن مشخصا از اوایل دهه ی 70 یعنی اوایل دوره ی دانشجویی ام به صورت حرفه ای و به طور رسمی و مطبوعاتی وارد حوزه ی کاریکاتور شدم. کارهای مختلفی هم در حوزه های طنز تجربه کرده ام.

•    در این حوزه تحصیلات آکادمیک هم سپری کردید؟
خیر، من علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه امام صادق (ع) می خواندم که به دلایلی تا حد لیسانس خواندم و ادامه ندادم.

•    در حال حاضر تنها در این حوزه ی هنری فعالیت می کنید؟
بله بنده از زمانیکه کار را به صورت رسمی و مطبوعاتی شروع کردم تا به حال در هیچ شاخه ی دیگری به طور رسمی کار نکرده ام و به همان فعالیت کاریکاتور در حوزه ی مطبوعات پرداخته ام، چرا که تقریبا همه ی کارهایی که می کردم در مطبوعات به چاپ رسیده است.

•    اگر در این زمینه ی هنری فعالیت نمی کردید، چه کار دیگری را شروع می کردید و به آن علاقه مند بودید؟
دقیقا نمی دانم، شاید در همان مسیر دانشگاه ادامه میدادم. شغل خاصی که از قبل تعیین کرده باشم و در ذهنم باشد و برایش برنامه ریزی کرده باشم که در آن وارد شوم، نداشته ام.

•    هنگامیکه به سال های پشت سرتان نگاه می کنید حس می کنید چه ردپایی از خودتان برجای گذاشته اید؟ از ثمره ی کارتان راضی هستید؟
طبیعتا یک سری فعالیت ها کرده ام و یک سری شرایطی در گذشته بوده که احساس می کنم اگر در برخی شرایط بیشتر کار میکردم و یا نوع فعالیتم بهتر می بود قطعا نتایج بهتری هم بدست می آوردم. در مجموع آثار هنری به دلیل اینکه ماندگار است، می توان بر روی آن ها حساب کرد و آن ها را نقد کرد.طبعا من زمانی که به آثار گذشته ام نگاه می کنم، دید نقادانه به آن ها دارم و حس می کنم برخی جاها خیلی می توانستم بهتر عمل کنم،که بعضی از نقص ها و کاستی ها از طرف من بوده و برخی هم به دلیل شرایط موجود بوده که از توان بنده خارج بوده است.

•    دوست دارید در زمینه ی کارهایتان در نهایت به چه جایگاهی برسید؟
جایگاه به معنای این است که یک هنرپیشه و یک ستاره ی سینما و یا قهرمان ورزشی به این قضیه نگاه کرده بشود که یک سطح مشخصی را تعیین کند که به آن برسد و مدالی را در المپیک بگیرد. ولیکن در حوزه ی هنرما اینطور نیست و من همچین دیدگاهی را ندارم، البته برنامه ریزی و یک سری اهدافی دارم که بیشتر جنبه ی بین المللی دارد، یعنی بنده بیشتر به دنبال یک دسته اهداف کاری هستم تا اینکه بخواهم خودم مطرح بشوم و در واقع چندان اعتباری قائل نیستم که خود هنرمند مشهور شود.فرد هنرمند باید بتواند آن اهداف هنری که دارد را پیش ببرد و انجام دهد، این مهمتر از آن است که خود فرد چهره ی هنری و مطرح شود. ما در واقع پیگیر یک سری فعالیت های بین المللی هستیم که به آن ها برسیم. برخی افراد هستند که آرمان فکری شان این است که به عنوان یک کاریکاتوریست در جشنواره های بین المللی وارد شوند و مدال بگیرند و به شهرت برسند و مطرح شوند که این به نظرمن چندان ارزشی ندارد و نتیجه ی واقعی شان تنها شهرت است.بیشتر بدنبال این بودم که کاری که می کنم را در دنیا گسترش بدهم و آن بخشی از کاریکاتور ایران که در دنیا دیده نشده است دیده شود.

•    برای همین ماندگار شدن در سطح جهان چه می کنید و چه برنامه ی خاصی دارید؟
ما یک سری اهداف اولیه ای داشتیم که ابتدا در سطح مطبوعات ایران فعالیت می کردیم و بعد به نظرمان آمد که یک سری مسائلی در مورد کاریکاتور ایران و جهان وجود دارد که یک دسته از کاریکاتوریست های ایرانی در جشنواره های خارجی شرکت می کنند و بخش هایی از کاریکاتور ایران که در جشنواره ها برنده می شود و به دنیا معرفی می شود تناسب جدی با هنر و آرمان های انقلاب اسلامی مانند عدالت خواهی ندارد. ما در واقع بیشتر بدنبال یافتن این بودیم که راه هنر انقلاب چه می تواند باشد، به عنوان نمونه یک بخش آن در فضای وب سایت ها است، که نشان می دهد در فضای بین المللی می توان یک سری بیننده جلب کرد و ما بدنبال یک سری فکر جدید در این زمینه هستیم و فعالیت هایی را مدنظر داریم که انجام دهیم.در واقع نقطه ی اتصال ما با هنرمندان دنیا در حال حاضر مربوط به مسائل ما و آرمان های انقلاب می باشد، تنها نقطه ی اشتراک بین ما و دیگر هنرمندان در دنیا، بحث مخالفت با صهیونیست است، یعنی به نظر بنده نقطه ی اشتراک ما با همه هنرمندان دنیا اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان از استرالیا تا امریکای لاتین و غیره همین بحث مخالفت با صهیونیست است که یک مسئله ی بین المللی است که اگر ما این را پیروی کنیم و همه را حول یک محور جمع کنیم به نظر من کار بسیار بزرگی کرده ایم.

•    در میان آثارتان کدام یک از آنها بیشتر مورد پسند و رضایت تان بوده است؟
آثاری که داشته ام چون از لحاظ تعدادی بسیار زیاد هستند نمی توانم به دو سه مورد خاص اشاره کنم، بلکه یک مجموعه ای خیلی خاص از کارهایم بوده حدود 30 ،40 کاریکاتور که به نظرم بهتر بودند و مورد مشخصی نیست و نمی توانم بگویم فلان کار. ولی در مجموع آثار ضد صهیونیستی را بیش از پیش دوست دارم.

•    خاطره ی خاصی از این سال های فعالیت کاریتان دارید؟ مثلا برخورد و واکنش خاصی از افراد بعد از دیدن یکی از آثار شما و یا واقعه ای که به خاطرتان مانده باشد؟
بنده در زمانیکه کار مطبوعاتی می کردم و در روزنامه ی کیهان مشغول به کار بودمیک سری مسائلی پیش می آمد که یک بخشی از آن به طبیعت کار مطبوعاتی بر می گشت و یک بخشی از آن هم بدلیل فضای خاص و مسائلی بود که در کیهان بود و من تقریبا اوایلی که وارد کار در روزنامه ی کیهان شدم، از همان موقع مسائلی که در مواجهه با فضای اصلاحات و روزنامه های دوم خرداد و مسائلی که بعد از آن اتفاق افتاد مانند جریانات 18 تیر و عدم حق پذیری و فتنه 88 و اینها مسائل زیادی اتفاق افتاد ولیکن خاطرات بیشتر در همان کار من در مطبوعات و عمده نشریات و روزنامه ی کیهان بازمی گردد.
مورد خاصی که در ذهنم است و هیچوقت از یادم نمی رود ...  فکر می کنم عصر روز 22 یا 23 ام تیر سال 78 بود، بعد از حادثه ی 18 تیر که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد و آشوب این قضیه به بیرون کشیده شد و در بعضی خیابان ها درگیری هایی صورت گرفت و در نهایت با یک راهپیمایی مردمی و تظاهرات قضیه تمام شد، در همان روزها بود که عده ای اراذل و اوباش در خیابان های تهران ریخته بودند و یک سری اتوبوس ها را آتش زده بودند و بعد به سمت برخی روزنامه ها که با آن مخالف بودند آمده بودند امثال روزنامه ی جمهوری و خسارت هایی را وارد کرده بودند، بعد هم آمده بودند سمت روزنامه ی کیهان که ما را بگیرند و... ما هم در دفتر کیهان بودیم، عصر بود که خبر دادند که این جماعت از سمت لاله زار در حال حرکت به سمت دفتر کیهان هستند، چون عصر بود و نصف بیشتر کارمندان رفته بودند چند نفر کمی در تحریریه بودیم که خبر دادند، سردبیر آن زمان کیهان ما را جمع کرد و گفت که منتظر می مانیم برسند ببینیم با ما چه کار دارند؟! (باخنده). کار مشخص بود که می خواستند بیاند ما را کتک بزنند که در نهایت هم نرسیدند، از سمت همان لاله زار یک سری از بچه های بسیجی جلویشان را گرفتند و برگشتند.

•    چه چیزی باعث شده که شما در حرفه تان به این جایگاه فعلی تان برسید و بتوانید درخشنده حضور پیدا کنید؟
من البته خیلی هم از جایگاه فعلی ام راضی نیستم، به عنوان اینکه بگویم آثارم دیگر نهایت کاریکاتور است، خیر.چون ممکن است خیلی بهتر از این هم می توانست باشد، اگر خیلی از امکانات و شرایط فراهم بود به طبع دستمان باز تر بود و می توانستیم یک سری کارها انجام دهیم.در عرصه ی مطبوعات شاید خیلی بیشتر از این هم می شد کار کرد و نمی دانم گله گذاری کنم یا نه ولیکن ما به همان اندازه ای هم که در مطبوعات حضور داشتیم عملا در حال حاضر نداریم و بنده در حال حاضر هیچ کاری در مطبوعات و نشریات دیگر ندارم و من نگرانم برای کاریکاتور مطبوعاتی که با این فضایی که پیش آمده به کجا خواهد رفت؟! و این بی اعتنایی نشریات و مطبوعات به کاریکاتور انتقادی و مطبوعاتی باعث شده که این هنر به تدریج رو به افول برود و خیلی امیدی به آن نیست.خود ما هم یک نشریه ای در سال 90 داشتیم، یک نشریه ی طنز بود به نام "کشیده" که آن هم بدلیل عدم حمایت مادی و نداشتن بودجه رسما تعطیل شد، آن تنها هفته نامه ی طنزی بود که انجام می دادیم و حدود 20 شماره آن منتشر شده بود که بازخورد زیادی هم در سطح کشوری داشت و با تیراژ بالا توزیع می شد و به اندازه ی خودش تاثیر گذار بود ولیکن آن هم به هر بهانه ای به جای حمایت تعطیل شد و ما عملا جز در فضای اینترنت و سایت ها جای دیگری حضور نداریم که آن هم مشکلات خودش را دارد و معلوم نیست که سایت مان ادامه داشته باشد. ما از سال 90 شروع کردیم برای پایگاه کاریکاتوری مطبوعات ایران سایتی را راه اندازی کردیم، که آن هم مشروط به این بود که حمایت هایی بشود و وعده هایی داده شده بود که ما با آن وعده ها کار را شروع کردیم و حدود 20 نفر کاریکاتوریست مطبوعاتی را استخدام کردیم که آنها هم بعد از تعطیلی نشریات و مطبوعات عملا کار خاصی نداشتند، که ما آنها را گرد هم آوردیم و به عنوان یک پایگاه مشخص که کاریکاتور مطبوعاتی را پوشش دهد،شروع به کار کردیم.  ما این قدم اولیه را برداشتیم و با وعده هایی که داده شده بود آن را شروع کردیم و تا الان هم به تعبیری با سیلی صورت را سرخ نگاه داشته ایم و سعی کردیم آن را حفظ کنیم و تا الان ادامه داشته است.ما با همین بودجه محدودی که داشتیم، چندین جشنواره موضوعی داخلی برگزار کردیم در بحث های اقتصاد مقاومتی و تولید ملی و جشنواره مرگ بر آمریکا در مورد ارتباط با آمریکا و هواپیمای ایرانی ایرباس و چندین موضوع دیگر، آن چیزی که از دست مان بر می آمد انجام دادیم در محدوده ی توان مالی ای که داشتیم ولیکن حمایتی از ما نشد و این کار در شرف تعطیلی قرار گرفته و در واقع یک سایتی را با یک سری کاریکاتوریست چرخاندن بدون بودجه بی نتیجه است.چرا که برای ما واقعا سخت است که بتوانیم در ماه 10 ، 15 کاریکاتوریست را تأمین کنیم، البته با همان دستمزد کم شان در شرایط اقتصادی و تورم کشور، در واقع می توان گفت کاریکاتوریست ها تنها اقشاری هستند که چندین سال است دستمزدشان تغییری نکرده است و ما با قیمت 5 ،6 سال قبل با آن ها حساب می کنیم ولی همان قدر هم نیاز دارد که توجه بیشتر بشود و کارهایی که می کنیم که اداری محسوب نشود بدلیل اینکه ما اصلا کار اداری نمی کنیم،چرا ما یک مجموعه ای هستیم که کارمان کارهنری و خاصی است و قطعا این باید دیده شود و زمانی هم که دیده شود تاثیرگذار است و تنها حمایت این کارهای اداری و برون سپاری اداری و سازمان ها  و وزارتخانه ها و نهاد ها موجب نابودی هنر است، حالا که امسال سال فرهنگ است حداقل امید می رود که به هنر بها داده شود، اگر به هنر آنچنان که در گذشته بها داده شده بها دهند من آینده ی مطلوبی نمی بینم حداقلدر این هنر، چراکه من در عرصه های دیگر هنر حضور ندارم و خبر ندارم که چه مقدار از هنرهای تجسمی دیگر حمایت می شود.در واقع این هنر کاریکاتور مانند یک بچه یتیمی رها شده است، ما هم که آمدیم یک ادعایی کنیم در بحث کاریکاتور در حقیقت حمایتی نشد که حداقل به ده درصد آن چیزی که می خواستیم رسیده باشیم و توانسته باشیم آن را عملی کنیم.
 ما یک برنامه ای داشتیم برای راه اندازی موسسه فرهنگی که یکی از بخش های آن سایت بوده و یکی از بخش های آن برگزاری جشنواره های بین المللی که بودجه ی آن هم تامین نشده که ادامه دهیم و کار کنیم.برنامه های دیگری برای برگزاری جشنواره های استانی و برگزاری کارگاه هایی داشتیم که انجام همه ی آن ها منوط بر این بوده که تامین بودجه و حمایت شود که آنچنان که فکر می کردیم نشد و کارمان هم نیمه کاره ماند.در واقع وضعیتی که در حال حاضر ما داریم اینگونه است.برای نشریه هم یک وعده هایی داده بوده اند که من مجوز یک هفته نامه ی طنزی را بگیرم که گرفتم و یک مجوز برای هفته نامه ی طنز دارم، آن هم منوط بر تامین بودجه است بدلیل اینکه این دسته کارها درآمدزا نیست، آن هم نشریه ی طنزی که قالب سیاسی دارد! حتی آگهی هم می توان به سختی برای آن گرفت بدلیل اینکه خیلی ها حاضر نیستند در چنین نشریه ای آگهی دهند.به همین ترتیب کارهایی از این دسته زیاد بودند که هرکدام به نحوی نشدند و جز همین سایت نصفه و نیمه چیزی باقی نمانده است که اگر آن هم تعطیل بشود دیگر هیچی. یک سری برنامه ها هم داریم در آینده برای راه اندازی سایت هایی در زمینه ی صهیونیست و مسائل بین المللی که این ها هم باز مشروط براین هستند که چقدر از آنها حمایت می شود تا بتوانیم آن ها را گسترش دهیم، کار اولیه را می تواند خود فرد شروع کند ولیکن گسترش دادن آن به همین سادگی نیست و نیازمند حمایت جدی و واقعی است چرا که هزینه های بسیار سنگینی دارد.

•    سخن آخر...
من میخواهم که حرف آخری نداشته باشم و همچنان بتوانم ادامه دهم (باخنده).. ما فقط می توانیم دعا کنیم برای این عرصه ی هنر که کار آن به کما نرسد با این وضعیتی که پیش رو داریم. حال اگر خود ما در وسط معرکه ایستادیم و نگذاشتیم که کاملا رو به تعطیلی پیش برود دلیل بر این نمی شود که روزگار خوشی را سپراندیم، در واقع اگر افراد منفعت طلبی بودیم سریعا این حوزه را تعطیل می کردیم و به دنبال حرفه ی پرسود تری می رفتیم و در جایی که وظیفه ی رسمی و سازمانی نداریم ادامه نمی دادیم،البته ما کسی نیستیم که بگوییم کاری کردیم و کاریکاتور مطبوعاتی را نگه داشتیم چراکه افراد بزرگ تر ما هم بوده اند و هستند ولی اگر ما هم میخواستیم جمع را رها کنیم و آن را به متولیان این هنر تنها بسپاریم شاید این حوزه رو به تعطیلی کشیده می شد و لااقل امیدوارم که افرادی که کمک به روشن کردن این چراغ در تاریکی نکردند، سنگ هم نندازند و چراغ این هنر را خاموش نکنند.

*گفتگو از ملکه سادات امجد

 


١٤:١٥ - شنبه ٩ خرداد ١٣٩٤    /    عدد : ٤٣٨٥٧١    /    تعداد نمایش : ٦٦١