منو اصلی
اخبار > خوزستان آرامش خاصی به من می دهد
 


  چاپ        ارسال به دوست

خوزستان آرامش خاصی به من می دهد
خوزستان آرامش خاصی به من می دهد

 

احمد نجفی را با کاراگاه علوی اش می شناسند، بازیگر و کارگردانی که با حضور موفقش در عرصه های مختلف، محبوبیت و ماندگاری خاصی را از خود بر جای گذاشته است. احمد نجفی، سال قبل به داوران جشنواره مردمی فیلم عمار نیز اضافه شد و به داوری آثار داستانی پرداخت. آنچه می خوانید گفتگوی ما با مرد خوش صدای خرمشهر است.

•    شما چگونه وارد حرفه ی هنر و بازیگری شدید؟
قبل از انقلاب در سال 53 به عنوان دستیار کارگردان آقای کیمیایی در فیلم "غزل" که آن هم برای خود ماجرایی دارد وارد کار بازیگری شدم و بعد در فیلم «گروهبان»، ضمن اینکه تله فیلم تولید می کردم تهیه کننده هم بودم. یعنی به طور مستقیم وارد سینما شدم و بعد از پیروزی انقلاب، مسعود كیمیایی که رئیس شبكه دو بود، من به دلیل نزدیكی و دوستی كه با ایشان داشتم به تلویزیون رفتم و راهی تلویزیون بعد از انقلاب شدم. مدتی در آن زمان قائم مقام رئیس شبکه دو و رئیس سیما فیلم شدم. عده ای را برای آموزش دیدن و كادرسازی تلویزیون بعد از انقلاب جمع آوری كردم، من می خواستم نوجوانان را به تلویزیون بیاورم که موفق هم شدم. به آنها می گفتم به سینما وارد شوید که دیگر سینما و تلویزیون برای شماست. با سناریوی آقای مهرجویی شروع به کار کردیم. با آقای امیر نادری قرارداد بستم و کار را شروع کردیم، ولیکن صدای صحنه هنوز وارد ایران نشده بود من دلم می خواست جوانان را به خارج بفرستیم که این دوره ها را ببینند چرا که دیگر نمی شد با دوبله کار کنیم . من اصلا آدم فنی نبودم که بخواهم راجع به صدا نظر تخصصی بدهم ولی آن زمان که هیچ کس جرأت نمی کرد بگوید جوانان به سینما بیایند من می گفتم و هنوز که هنوز هم می گویم که جوانان باید به سینما بیایند!

•     رشته تحصیلی شما در دانشگاه چه بود؟
طراحی صحنه خوانده ام.

•    غیر از حرفه ی بازیگری به هنر دیگری علاقه داشته و در آن کار کرده اید؟
عرض کردم که در کار تولید هم بودم، گروهبان را در 25 سال پیش تولید کرده ام از همان زمان هم تهیه کننده بودم هم بازیگر. پدرم همیشه به من توصیه می کرد که تولیدکننده بشوم و می گفت کشور ما به تولید نیاز دارد، چرخه ی مملکت با تولید می چرخد و اعتقاد داشت اگر کشور در تولید به جایگاه مطلوب برسد پیشرفت آن حتمی است.  به همین دلیل همواره این دغدغه تولید در ذهن من بود. با اینکه تاجر بود و وضع مالی بسیار خوبی داشت ولی هیچگاه پول را راحت در اختیار ما نگذاشت و همیشه توصیه می کرد درس بخوانیم و در ازای درس خواندنم به من پول توجیبی می داد. خیلی به درس اهمیت می داد تا بتوانم از عقل استفاده کنم و آن را پرورش بدهم و در زمینه ی تولید کاری کنم.

•    اگر وارد سینما و تلویزیون نمی شدید به چه شغل دیگری روی می آورید؟
بنده کار های هنری می کنم، کارهای آموزشگاهی می کنم، در شهرستان ها هنرستان دارم و آنجا ها هم کار می کنم و آنجا آموزش هنری می دهم.

•    کارهای شما همیشه ماندگار بوده است و صدای خاص تان در یاد همه هست، از نظر خودتان کدام یک از کارهایی که انجام داده اید ماندگار تر شده است و بیشتر به آن علاقه مند هستید؟
دو سه کار است که من همیشه از آنها یاد می کنم، یکی  «دندان مالت» که به بچه های خرمشهر پرداخته است و به علت آن که  خرمشهری هستم، روی این فیلم تعصب خاص و علاقه ی خاصی دارم و دیگری «طبس» که ماجرای حمله نظامی طبس هم در سریال هم در سینما نشان داده شد، و در آخر «گروهبان» را بخاطر بازیگری در آن دوست دارم.

•    به نظر خودتان، چگونه به این جایگاهی که امروزه دارید و به آن رسیده اید، دست یافته اید؟
از صبح تا شب کار کرده ام و بسیار زحمت کشیده ام (خنده)، من پارتی نداشته ام و اگر هم داشتم استفاده نکردم و هرچه را بدست آوردم با زحمات خودم بوده است، دو سه فیلم تولید کردم که همه به دلیل لجبازی های گذشته اکران های بد در ماه رمضان به من می دادند، که تا همین الان هم  تاوان بدهی های فیلم های گذشته را می دهم. سازمان فارابی از هیچکس اگر بدهی های اش را باز پس نگیرد از ما می گیرد.

•    شما هنرمند محبوبی نزد مردم هستید، علاوه بر محبوبیت ماندگاری یک هنرمند با اهمیت است. شما برای ماندگار شدن تان چه می کنید و فکر می کنید راز ماندگاری هنرمندان در دل ها چیست؟
ماندگاری و محبوبیت دو چیز متفاوت است. برخی ها ممکن است ماندگار باشند، ولی محبوبیت نداشته باشند یا بالعکس. در کار هنری محبوب شدن است که ارزشمند است. اگر قرار بود بنده محبوب باشم کارم را کرده ام، نمی دانم در چه حد هستم و این  را بایستی از مردم پرسید. اگر هم محبوب نشده ام یعنی که خودم یک جاهایی در کارم ضعف داشته ام و نتوانسته ام با کارهایم این محبوبیت را بدست آورم. برای ماندگاری هم می بایست با مردم صادق بود، طوری که مردم تصور نکنند فلان بازیگر یا هنرمند بنده ی پول است و صرفا برای مادیات کار می کند. من سعی کردم در کارهایم چه در زمینه ی بازیگری و چه در زمینه تولید فیلم از حداکثر توانم استفاده کنم و صداقت داشته باشم. من در کارهایم همه تلاشم را کرده ام ولیکن ممکن است ضعف هایی هم داشته باشم. قضاوت با مردم است که بگویند فلان بازیگر یا هنرمند برای شان ماندگار خواهد بود. ما فقط می توانیم کارمان را به بهترین نحو انجام دهیم و حتما هم باید همیشه همینطور باشد. در همه ی مشاغل همینطور است، یعنی هیچکس ذره ای از خدمت به مردم در شغلش کوتاهی نکند.

•    فکر می کنید در موفقیت های تان همسرتان هم نقش داشته اند؟
بله صد در صد همینطور است، من خانمم را آگاهانه انتخاب کردم از این هل شدن های عاشقی نبود. ایشان را بر سر فیلم "کارگاه علوی" که در اوکراین می گرفتیم پسندیدم، خانمم مترجم بود و همیشه از سخت گیری های من بر صحنه و حین کار گله می کرد.

•    زمانی که به پشت سرتان نگاه می کنید، کارهایی که انجام داده اید و تجربه هایی که کسب کرده اید، فکر می کنید چه ردپایی از خودتان بر جای گذاشته اید؟  از آن راضی هستید؟
برخی جاها خیلی خوب بوده، کادر فیلم بسیار کادر قوی و مطلوبی بود و عملکرد من  هم خوب بود و به نتایج خوبی هم رسیدیم ولی در برخی جای ها خیر، خوب نبود یا من نتوانستم خودم را خوب نشان بدهم و نا خواسته ضعف نشان دادم یا با کارگردان ها و نویسندگان ناشی برخورد کرده ام که امروز حتی اسم آن هم یادم نمی آید. البته کار جلف، دختر و پسر و عروسی و اینها هم نداشته ام. برخی کارها  هم که خیلی جدی بودند به دلیل اینکه بد ساخته شده بودند اسامی شان یادم رفته است، برخی کارها هم خوب نبوده و خودم اولین نفری بودم که شاکی می شدم و اعتراض می کردم.
مثلا اتفاق افتاده در فیلم سینمایی ای بازی کردم که کل دستمزدم را داده ام تا اسم من را از آن فیلم در بیاوردند. در فیلم بودم ولی دستمزدم را دادم تا در تیترها اسمم نباشد. متاسفانه از این دسته فیلم ها هم با برخی از کارگردان های ناپخته داشتم.

•    با سختی هایی که حرفه ی شما دارد باز هم توصیه می کنید که افراد وارد این حرفه بشوند؟
بستگی به شعور، دانش، اراده،  بینش و ذکاوت و هوش فرد دارد. متفاوت است و ما نمی توانیم مطلق صحبت کنیم که افراد بیایند یا نیایند همه ی آن بستگی به خود فرد و علاقه ی او دارد. کار هنری کاری نیست که بتوان با آن بخشنامه ای برخورد کرد، همینطور که راهی که تا حدودی قبلا رفته ایم برای سفارشات خانواده ها بوده است و پول های کلانی که تهیه کنندگان و موسسه ها از افراد می گیرند و آنها را تشویق می کنند که بیایید مشهور و معروف می شوید. برخی ها هم معروف شدند ولیکن می بایست کار کرد و زحمت بسیار کشید. هر کسی در هر حرفه ای برای رسیدن به هدفش باید بسیار تلاش کند و پشتکار داشته باشد.
ولیکن بخواهم تضمینی برای آن بدهم نمی توانم، چون بازیگری شغلی است که باید منتظر باشی که از تو دعوت به کار شود اگر می خواهد به این پشتوانه بیاید و خدای نکرده در کارش نا موفق باشد و نتواند به آن محبوبیت لازم برسد ضربه می خورد.

    آیا شغل شما از امنیت شغلی و اجتماعی برخوردار است؟
خیر؛ متاسفانه بازیگری که سنش بالا رفته است و شغل دیگری هم جز بازیگری نداشته است با این حقوق بازنشستگی اندک نمی تواند خرج زندگی اش را بگذراند.

به نظر شما این روش کارگردان ها را که پول می گیرند و بازیگران جوان را وارد می کنند، پسندیده است؟
خیر بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردان ها هستند که افرادی را که با سینما آشنایی ندارند وارد این حرفه می کنند، از آنها پول های کلان  دریافت می کنند و فیلم تهیه می کنند و آن را در سینما می گذارند، که هزینه ی فیلم برایشان ارزان تر تمام شود و بتوانند پول فروش فیلم را بیشتر به جیب خودشان بریزند. بنده  برای ورود توصیه نمی کنم که ابتدا به کارگردان ها و تهیه کنندگان مراجعه کنند، ابتدا بهتر است به صورت آکادمیک و دانشگاهی با این حرفه و سینما آشنا شوند و یاد بگیرند. افراد حتما می بایست دوره ببینند و از خودشان و شخصیت شان مراقبت کنند تا بتوانند ماندگار شوند وگرنه امکان ندارد بتوانند موفق باشند.

•    حرفه ی بازیگری حرفه ی پراسترسی است، علاوه براین زندگی شخصی هم دغدغه های خودش را دارد. شما برای رسیدن به آرامش در زندگی یا در کارهایتان چه کار خاصی می کنید؟
من در کنار خانواده ام راحت هستم و آرامش دارم. گاهی اوقات کتاب مطالعه می کنم و فیلم می بینم. علاوه بر این سفر هم خیلی به من آرامش می دهد بخصوص سفر به زادگاهم خوزستان، هر وقت دلم بگیرد سفر خوزستان می روم و یک ماهی از همه ی دغدغه های زندگی راحت می شوم.

•    پس هنوز ارتباط تان را با شهر خودتان قطع نکرده اید؟
امکان ندارد روزی قطع کنم.

•    به نظر شما چرا سینمای ما کمتر به مسائل دینی می پردازد و بیشتر به سمت سینمای قصه گو سوق پیدا کرده است؟
سینمای ما برای کار کردن در حوزه ی مسائل دینی و قصه های قرآنی و مذهبی هنوز بسیار جا دارد ولیکن اول اینکه هزینه ساخته شدن این فیلم ها بالاتر از ساخت فیلم های دیگر است و حتما باید ارگان یا سازمانی یا خود دولت کمک کند، چون حجم کار وسیع می شود به تبع هزینه ها هم بالا می رود، یکی از مشکلات بازیگران متاسفانه این شده است که هنرمند قرارداد می بندد کار هم می کند ولی سر گرفتن حقوقش بسیار اذیت می شود، علاوه بر این ساخت این فیلم ها باید همراه با یک شیرینی و حلاوت خاصی باشد که مخاطب بپسندد، متاسفانه بیان مسائل دینی در سینمای ما بسیار خشک شده است. البته کاملا اینطور هم نیست که سینما دیگر به مسائل دینی نمی پردازد، خیر، برخی از آموزه ها و نکات در دل همین فیلم های داستانی پنهان شده است که به طور غیر مستقیم به مخاطب القا شود و از نظرش مطلوب باشد.

•    به نظر شما جای چه چیزی در سینما ایران خالی است و هنوز برای کار کردن برای آن جا داریم؟
من بارها گفته ام متاسفانه من غرور ملی را در فیلم های سینما نمی بینم، هویت ملی مان باید بیشتر بیان شود، بحث ملی که می گویم منظورم تمام سنت ها و روش ها و اعتقادات اسلامی مان است. این ایرانی بودن و افتخار را باید در فیلم های مان نشان دهیم و فراموش کرده ایم که باید ایرانی را که غرب به آن چشم دارد و غبطه می خورد را برای خودمان پر رنگ و با افتخار نشان دهیم، برای هویت و ملیت مان ارزش قائل شویم. متاسفانه سینمای غرب غرور ملی هیچ و پوچ شان را در بیشتر فیلم های شان نشان می دهند. به نظر بنده این یک ویژگی مهم سینمای هر کشور است که جای آن در کشور ما خالی است و به آن توجه نمی کنیم.

•    خاطره خاصی از فیلم هایی که در آن بازی کرده اید یا آن را ساخته اید دارید؟
زیاد هستند و الان در خاطرم نیست. ولیکن خاطره ی تلخ من خاطره ی فیلم " تاواریش" است  که خیلی کار سختی بود، به سختی غذا به آنجا می بردیم تا بتوانیم کار کنیم و خیلی مشکلات داشتیم، با آن شرایطی که شوروری داشت ساختن فیلم مان یکسال به طول انجامید و بعد هم مدیر کل وقت، برای اکران آن ما را خیلی اذیت کرد. متاسفانه فرد ناآگاه و لجبازی بود که با این همه زحمتی که کشیدیدم تا همین پارسال توانستم بدهی های فیلم تاواریش را بدهم. متاسفانه آقایان توقع نداشتند که کسی مثل من چنین کاری کند. این دوره ها را طی کرده ایم و گذشته است دیگر هم نمی شود کاری کرد. ولی بدهی های آن تا پارسال گریبان گیرم بود. زمانیکه یک فیلم آبرومند، به نفع نظام می رود در خارج کشور ساخته می شود، بعد یک فرد لجباز و نا آگاه آن را می کوبد و بر آن عیب می گذارد و ماه رمضان زمان برای اکران آن می دهند که فروش نرود، دیگر چه می شود گفت. مشکل مملکت ما همین مدیران میانی هستند که خودشان را از رئیس شان رئیس تر می دانند و بدلیل کینه ها و خصومت های شخصی برخی افراد را زمین می زنند و یا افرادی را که دوست دارند بالا می برند.

•    و سخن آخر ...
تنها امیدوارم دستگاه های مملکتی یک مقدار بیشتر بر روی این آقایان توجه کنند. اگر واقعا فیلم های ارزشی را می بینند حمایت کنند. فیلم های غیر ارزشی هم که جایگاهی ندارند اگر قرار است بفروشند خودشان می فروشند، اگر هم قرار است کاری در خارج کشور کنند بکنند به ما مربوط نیست. ولیکن ما را که زحمت کشیده ایم و سعی کرده ایم کارهای ارزشی تولید کنیم، فیلم هایی که همچنان در حال دادن بدهی های آن هستیم. البته برخی فیلم ها هم بوده که در اکران های خوب می گذاشتند و اذیت مان نمی کردند، تلویزیون حمایت می کرد خیلی هم پر فروش می شد. فیلمی که یکسال خارج از کشور کار کردیم،  آبرو داری کردیم که فیلم خوبی هم بود، ولی اینجوری می کنید ما به چه کسی می توانیم حرف بزنیم. همیشه مدیران میانی اذیت کن در همه رشته ها هستند. در سخت ترین شرایط در کشور شوروی فیلم را ساختم و مدیر کل ارشاد آن را نابود کرد و عمدا فیلم را نابود کردند در صورتیکه آقای لاریجانی به کارگردان جایزه هم داد.

*گفتگو از ملکه سادات امجد و سپیده آرمانی

 

 


٠٩:١٧ - سه شنبه ٥ خرداد ١٣٩٤    /    عدد : ٤٣٧٩٠٧    /    تعداد نمایش : ٦١٢